نظام اسلامی و خبرگزاری فارس: غلط کردیم به خدا!


خبر گزاری فارس ( با پس زمینه غلط کردم و ببخشید!) نوشت: 


تحریف موضع روحانی درباره رژیم صهیونیستی، جنجال آفرید

اظهارنظر رئیس‌جمهور منتخب ایران در روز قدس درباره رژیم صهیونیستی به خاطر تحریفی که در آن صورت گرفت،جنجال آفرینی رسانه‌های غربی و اسرائیلی را در پی داشت.

http://farsnews.com/newstext.php?nn=13920511000958


به گزارش خبرگزاری فارس، از آنجایی که راهپیمایی امسال روز قدس با واگذاری قدرت به حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور جدید ایران مصادف شده است، موضع‌گیری رسمی او درباره رژیم صهیونیستی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. از این رو بود که وقتی روحانی در جمع خبرنگاران اسرائیل را «زخمی کهنه» خواند که «سال‌هاست در سایه اشغال سرزمین مقدس فلسطین و قدس عزیز در منطقه بر بدن دنیای اسلام نشسته است»، به سرعت اظهارنظر او در صدر اخبار رسانه‌های بین‌المللی  قرار گرفت اما یک «تحریف» که ظاهراً ماحصل اشتباه برخی از رسانه‌های داخلی در نقل سخنان روحانی بوده است موجب جنجال آفرینی رسانه های غربی و صهیونیستی شد و دقیقا همان نکته تحریف شده، محور اصلی بازتاب‌های آنها قرار گرفت. بر این اساس، همه رسانه‌های غربی و صهیونیستی بر روی این موضوع مانور دادند که روحانی گفته است «اسرائیل زخمی کهنه بر بدن جهان اسلام است که باید از میان برود.»


شبکه خبری ان‌بی‌سی، خبرگزاری رویترز، نشریه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت، روزنامه صهیونیستی جروزالم‌پست، خبرگزاری آسوشیتدپرس، شبکه خبری فاکس‌نیوز، پایگاه اسرائیلی عاروتص شوع و روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف از جمله این رسانه‌ها بودند.


برخی همچون پایگاه خبری عاروتص شوع تا جایی پیش رفتند که با انعکاس این نکته تحریف شده، نوشتند: «حسن روحانی نیز مانند محمود احمدی‌نژاد از اسرائیل متنفر است و از بیان آن هیچ ابایی ندارد.»


روزنامه دیلی‌تلگراف نیز در این رابطه نوشت: «آقای روحانی هنگامی که با پیروزی در انتخابات از «اعتدال» و «امید» سخن به میان آورد، امید به تغییر در دیدگاه ایران را به وجود آورد اما سخنان تند او علیه اسرائیل نشان داد سیاست ایران از اساس افراطی است.»!


در این میان نیز بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که منتظر کوچکترین موضع‌گیری روحانی علیه اسرائیل بود، به سرعت و به شدت به سخنان منتسب به روحانی واکنش نشان داد و گفت: «روحانی زودتر از آنکه ما انتظار داشتیم چهره واقعی خود را نمایان ساخت.» 


وی افزود: «سخنان روحانی باید جهانی را که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران در توهم به سر می‌برد، هوشیار کند.»!


نتانیاهو حتی پیش‌دستی کرد و اظهار داشت: «حتی اگر روحانی سخنان خود را انکار کند، حرف‌های او روش و رویکرد نظام جمهوری اسلامی ایران است.»


در حالی که لحظه به لحظه بر تعداد بازتاب‌های بین‌المللی سخنان تحریف شده، سخنان روحانی افزوده می‌شد، نخست شبکه خبری پرس‌‌‌‌‌‌تی‌وی از اشتباه در انعکاس سخنان روحانی خبر داد و آن را تصحیح کرد و در پی آن بی‌بی‌سی نیز با انعکاس اصل سخنان حسن روحانی، نوشت: «در فیلمی که از حضور حسن روحانی در تظاهرات روز قدس در تهران منتشر شده، وی حرفی درباره "از میان رفتن اسرائیل" نمی‌زند.»


بعد از آن بود که روند انتشار این خبر متوقف شد. این نکته به اندازه‌ای حائز اهمیت بود که «توماس اردبرینک»، مقاله‌نویس روزنامه نیویورک تایمز گفت: « رسانه‌های داخلی ایران زمانی که سخنان مقامات‌شان را نقل قول می‌کنند، باید با دقت بیشتری عمل کنند.»


این خبرگزاری همچنین(با همان پس زمینه!) نوشت:


خشم نتانیاهو از اظهارات ضدصهیونیستی روحانی

«بنیامین نتانیاهو» در واکنش به سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس‌جمهور منتخب گفت: روحانی زودتر از آنکه ما انتظار داشتیم چهره واقعی خود را نمایان ساخت.

http://farsnews.com/newstext.php?nn=13920511000749


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از شبکه خبری «المیادین»، «بنیامین نتانیاهو» در واکنش به سخنان «حسن روحانی» رئیس جمهور منتخب گفت: روحانی زودتر از آنکه ما انتظار داشتیم چهره واقعی خود را نمایان ساخت.

وی افزود: حتی اگر روحانی سخنان خود را انکار کند اما حرف‌های او روش و رویکرد نظام جمهوری اسلامی ایران است.

نتانیاهو افزود: سخنان روحانی باید جهانی را که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران در توهم به سر می‌برد هوشیار کند.

وی همچنین مدعی شد رئیس جمهور در ایران تغییر کرده است اما هدف نظام این کشور که دست یابی به سلاح اتمی برای تهدید خاور میانه و صلح جهانی است تغییر نکرده است.

حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب که در حاشیه راهپیمایی روز قدس با خبرنگاران سخن می‌گفت، اظهار داشت: روز قدس از یادگارهای حضرت امام(ره) و روزی است که مردم وحدت جهان اسلام را در برابر هرگونه ظلم و تجاوز به نمایش می‌گذارند.

روحانی افزود: در سایه اشغال سرزمین مقدس فلسطین و قدس عزیز، در منطقه زخمی در بدن دنیای اسلام نشسته است.

رئیس‌جمهور منتخب گفت: روز قدس در واقع یادآور حق تاریخی مردم مسلمان فلسطین است که دنیای اسلام این حق تاریخی را فراموش نخواهد کرد و در برابر ظلم و تجاوز خواهد ایستاد.


اکنون با توجه به اینکه جمله دقیق حسن روحانی«به هر حال در منطقه ما سال‌هاست زخمي بر بدن دنياي اسلام نشسته در سايه اشغال سرزمين مقدس فلسطين و قدس عزيز و اين روز در واقع يادآور آن است که مردم مسلمان اين حق تاريخي خود را فراموش نخواهند کرد و همواره در برابر ظلم و تجاوز ايستادگي خواهند کرد.» بوده است، باید این را از کسانی که به    "ببخشید"    و   "غلط کردم"  و غیره افتاده اند پرسید که آقایان انقلابی ! با زخم کهنه چه می کنند؟!

آن را مداوا می کنند(از بین می برند) یا اینکه می گذارند همچنان سر جایش باشد و آن قدر بد خیم شود که کل آن پیکر را در بر بگیرد(با فرض مثال زخم کهنه بر بدن دنیای اسلام)؟

باید پرسید چه شده است کسانی که خودشان و رهبرانشان مانند امام خمینی و رهبر کنونی سال ها صریحاً از نابودی اسرائیل سخن می گفتند اکنون اینگونه نگران واکنش رئسای رژیم صهیونیستی نسبت به سخن های تکراری( و درستشان) شده اند؟!


ظاهرا آرمان آقایان هم جدیداً "تخم مرغ و گردو بر سر سفره" شده است !!

صل علی محمد ناجی ملت رفت! (گریه حضار)

وب سایت شبکه ایران مطلبی با عنوان  سخنان عجیب هاشمی در دیدار با اعضای ستادش   منتشر گرده است که خواندن آن نه تنها خالی از لطف نیست بلکه واجب است! و با خواندن آن متوجه خواهید شد که چه فاجعه را از سر گذرانده ایم!


اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار اعضای ستادهای انتخاباتی اش با اشاره به وضعیت ایجاد شده و رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان گفت: ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﻧﺸﻮﻧﺪ . ﺍﻣﯿﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﯾﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ. ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ.


به گزارش پارسینه؛ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﮐﻪ ﻋﺰﺕ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺷﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﮔﻔﺖ : «ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﺰﻧﺪ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺗﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﻨﺪ .»


ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮔﻔﺖ : «ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺖ، ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ 6 ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎ، ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .»


ضمنا پایگاه خبری جهش، بخش بیشتری از این سخنان را منتشر کرد:

 - خدمت رهبری هم رفتم و گفتم در انتخابات نامزد نمی شوم .


- اشاره کردم نگفتم نمی آیم. همین یک جمله کافی بود که لشکرکشی سنگینی کنند. پس از آن بود که سیل نامه ها و تلفن ها از نجف، قم و مشهد که همه از مراجع بزرگ بودند برای نامزدی بنده آغاز شد. چطور می توانستم اینقدر مستبد به رای خودم باشم که به آنها و به خصوص این جوانان نه بگویم؟


- من خود می دانم نباید می آمدم و در جلسات خصوصی هم گفتم که اینها را از هرکس بهتر می شناسم.


- یک روز قبل از نام نویسی این تفکر بر من افتاد که دیگر نمی توان در برابر مردم مقاومت کرد. اینکه شخصا چه کردم بماند چون از آن حرف در می آید. پس از ثبت نام تا نیمه شب بیدار ماندم و به شرایط که ما در داخل و بیرون کشور داریم و این آدم هایی که بوق به دست دارند و البته تک تک آنها را با تفکرات و امیالشان می شناسم فکر کردم.


- با این کوی مشکلات هرکس که راضی به پذیرفتن مسوولیت باشد باید ابتدا قصدش را پرسید که با این بودجه بدون منابع چگونه می خواهد 25 درصد حقوق کارمندان را افزایش دهد؟ دولتی که بیش از 500 هزار میلیارد تومان به بانک ها و پیمانکاران بدهکار است را چگونه می خواهد اداره کند؟


- پولی نمانده و اگر هم باشد قابل انتقال به داخل نیست. پول های خارجی را خوشبینانه به چین دادیم و آنها با دریافت هزینه ای آن را به یوآن تبدیل کردند و بعد هم گفتند به جای پول کالا می دهیم و بعد از آن هم گفتند نه هر کالایی، بلکه آنچه خودمان تعیین می کنیم می دهیم. هند هم آمده نفت ما را با قیمتی خیلی ارزان می خرد اما حاضر نیست حتی روپیه بپردازد. این گزارش وزیر بازرگانی و رییس کل بانک مرکزی است که در یکی از جلسات تلخ مجمع آمدند و گفتند.


- ما کشاورزی کوچکی داریم. با سم های چینی محصولات پارسال و امسال را از دست دادیم حالا ببینید مردمی که داروی چینی می خورند چه می کشند. چند سال پیش با یک تمام بهترین داروهای دنیا را می خریدیم. وضع دارو و غذا این شده و هیچکس نمی داند فردا چه می شود.


- کاسب وقتی جنس می دهد باید جایگزین آن را بخرد اما نمی داند فردا باید به چه قیمتی جایگزین کند و ناچار آن را نگه می دارد.


- افتخاراتی که ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب داشت کتمان شدنی نیست و ایران کشوری عزیز بود. من خودم با ماشین همه کشورهای اروپایی را گشتم و رانندگی کردم. از این کشور به آن کشور می خواستم بروم فقط پاسپورت را نشان می دادم. حالا به جایی رسیدیم که مردم امروز می ترسند زن خودشان را با خود به سفر خارجی ببرند چون بی اهانتی می شود.


- در مجلس سنای آمریکا دو طرح خطرناک وجود دارد؛ منتظر انتخابات بودند که تکلیف روشن شود و گویا از این پس فعال می شوند. می خواهند سیستان و بلوچستان و و آذربایجان را تجزیه کنند. بعد هم قرار است اگر اسراییل به ایران حمله نظامی کرد به او کمک نظامی کنند. شاید جنگ روانی باشد اما به قول علما هر احتمالی برای انسان تکلیف می آورد.


- به نظرم بدتر از این حتی با سناریو و راه های تخریبی از پیش تعیین شده نمی شد کشور را اداره کرد. با این وضع اگر کسی راضی باشد که مسوولیت بپذیرد باید خیلی از خود ایثار نشان دهد.


- نمی خواهم وارد فضای اظهارات و تبلیغات آنها شوم اما نادانی انسان را اذیت می کند. اینها نمی فهمند دارند چه می کنند؟ حتی اگر دشمنی و رقابت هم داشته باشند عقل می گوید که بگذارید بیاید و بعد رسوا کنید. می گذاشتید مردم با امید پای صندوق می آمدند و بعد از 6 ماه متوجه می شدند که همه چیز دارد گرانتر می شود. نمی دانند کسی بود که خود را قربانی کند و سپس راه را برای دیگران باز کند. همانطور که پس از جنگ خیلی از نمایندگان به من می گفتند از مقام مطالبه به مقام پاسخگویی نقل مکان نکن اما به خدا توکل کردم.


- همان تجربه پس از جنگ را با مقداری تغییرات یک فرمول قابل حل است. خارجی ها آن دوره به من می گفتند easy man چون خیلی کم طول کشید که درهای خارج به روی ما باز شد. الان هم می شود آن تجربه را به آسانی انجام داد اما با این تفاوت که مردم آن موقع دلسوز بودند. این همه خصومت و افتراق در جامعه وجود نداشت.


- پس از راه اندازی ستادها پیغام دادند که ما با اصلاح طلبان کار نمی کنیم و ستاد اصولگرایان راه اندازی شد. این یعنی در جمع آنها هم انسان عاقل زیادی وجود دارد.


- فکر نمی کردم با آمدنم در کشور موج ایجاد شود. فکر می کردم مثل گذشته باشد. مردم به یاس رسیده بودند که ناگهان موج ایجاد شد.


- مایوس نشوید. در هیچ حالتی انسان نباید دچار یاس شود. برای ما هم این حالت قابل تصور نبود. ممکن است اندکی با تاخیر ضررها ادامه یابد اما روزی می رسد آنها که باید می آیند. اگر نگرانی باشد تنها از طرف دشمنان خارجی است که البته جدی است.


- امید است که در شرایط موجود تصمیم جدی بگیرند و فرصتی دیگر ما و مردم داده شود و خودم امیدوار هستم. از همه مردم هم می خواهم که امیدشان تبدیل به یاس نشود و آرامش خود را حفظ کنند. به هرحال ما چاره ای نداریم و آنها که این کار را کردند نیازی به دشمن خارجی ندارند چرا که مشکلات از درون در حال وقوع است.


- نباید ضربه ای متوجه نظام شود. یکی از ضروری ترین کارها این بود که حماسه سیاسی رهبری محقق شود که نشد و مقدمه حماسه اقتصادی بود.


*****


اسحاق جهانگیری با حالت بغض:


- جریان افراطی که کار کشور را به اینجا رساند فکر نمی کند ظرف یک هفته موج ایجاد شود. موج بلند را که دید به فکر افتاد با استوانه انقلاب برخورد کند. برای ما که هنوز به جمهوری اسلامی باور داریم جزو تلخ ترین روزهای زندگی مان است.


- در کدام دانشگاه مدیریت آمده که سن بالا یا پایین در مدیریت تاثیر دارد؟ ممکن است کسی صبح تا شب بدود اما نتواند یک تصمیم درست برای کشور بگیرد.


***

مجید انصاری:


- ردصلاحیت قهرمان بزرگ تاریخ ایران آن هم به بهانه کهولت سن یکی از تلخ ترین طنزهای روزگار است. از آن طنزهایی که در قرن یک بار برای طنزپردازان فرصتش پیش می آید. این کار از سوی کسانی انجام شده که به دلیل کهولت سن دستاویز همه طنزهای پیامکی دنیا هستند.


- بگویند هاشمی در کدام عرصه مطرح بوده و نتوانسته؟ بگویند خودشان چند جلسه در مجمع غیبت داشتند و با چقدر تاخیر می آیند و با چند ساعت تعجیل می روند؟


- تروریست های حیثیتی امروز حق دارند عصبانی باشند. وقتی خبر نظرسنجی را خواندند که هاشمی 57 درصد رای قطعی و حدود 10 تا 15 درصد هم افزوده خواهد داشت و در مرحله اول با 70 درصد پیروز انتخابات خواهد بود به صرافت برای تغییر روند انتخابات افتادند.

شاهین نجفی

ویرایش و  منتقل شد....

بازی جدید ضد انقلاب در آستانه عید فطر و آیین نماز عید (مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی)

ویرایش و منتقل شد.....

قتل عمد،عنصر مادی و معنوی جرم،سوء نیت عام و خاص،ماده 206 قانون مجازات اسلامی

پاسخ به یک پرسش

 

در وبلاگ حقوق کیفری ایران دو پرسش مطرح شده است که در زیر به یکی از آنها پاسخ می گوییم. لازم به ذکر است بیشتر مواردی را که به عنوان مقدمه ذکر کرده ایم، نزد اهالی حقوق، زیره به کرمان بردن است! و بهپرسش قتل عمد سوء نیت عام و خص عنصر مادی و معنوی جرم قانون مجازات اسلامی ماده 206 امین آفاق فقه،حقوق Premeditated murder جهت مخاطب عام بودن این وبلاگ آورده شده است.

سوال نخست در مورد موارد قتل عمد(مصرح در ماده 206ق.م.ا)

میباشد.
طبق این ماده موارد قتل عمد در سه بند الف،ب،ج احصا شده اند .همانطور که میدانیم،یکی از ارکان تشکیل دهنده جرم و یکی از شرایط مسئولیت کیفری برای مرتکب،وجود عنصر روانی لازم است.ما در بحث عنصر روانی که به بررسی نیت و قصد مجرم میپردازد با دو اصطلاح "سوء نیت عام" و "سوء نیت خاص"مواجه هستیم.و همانطور که مستحضرید،در قتل عمد علاوه برسوءنیت عام(قصد ایجاد ضرب و جرح و آزار جسمانی) ما به سوء نیت خاص(کشتن فرد)نیز نیاز داریمدر بند الف ماده فوق الذکر،این قصد به روشنی ملاحظه میشود،با قید عبارت"قاتل با انجام کاری قصد کشتن... را دارد".اما در دو بند "ب" و "ج" این قصد که حاکی از سوء نیت خاصکشتن و گرفتن جان قربانی میباشد وجود ندارد.در بند ب عبارت "هرچند قصد کشتن فرد وجود نداشته باشد" و در بند جبا عبارت "مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد" بر این ادعا صحه گذاشته است.حال سوال بنده این است که چطور در جرم قتل عمد که نیاز به وجود سوءنیت خاص دارد این موارد تحت شمول قتل عمد قرار گرفته اند؟

بنا بر نوعی تقسیم بندی[1]، هر جرم،دارای دو عنصر دانسته شده:
1- عنصر مادی     2- عنصر معنوی

عنصر مادی، که عبارت است از ظهور خارجی اراده ، در قالب فعل یا ترک فعل و عنصر معنوی،که عبارت است از وضعیت و رابطه ی ذهنی و روانی ِ فاعل با فعلی که جرم محسوب می گردد.برای نمونه اراده و قصد، جزئی از هر عمل همچنین اعمال مجرمانه است، بنابراین ،جرم نه تنها دارای ظهور بیرونی و مادی، بلکه ظهوری درونی و معنوی نیز هست و با عزم افراد در انجام افعالشان نیز دارای رابطه می باشد.عنصر روانی در هر جرمی متناسب با همان جرم بررسی می گردد لکن چیزی که در تمام جرائم مشترک است سوء نیّت است که در تعریف آن گفته اند«اراده ای است در جهت مقاصد نهی شده در حقوق جزا[2]» که خود سوء نیّت به دو گونه ی سوء نیّت عام[3] و سوء نیّت خاص[4] بخش می شود.[5]

سوء نیّت عام و خاص

 سوء نیّت عام را اینگونه تعریف نموده اند :«اراده ی خودآگاه شخص در ارتکاب عمل مجرمانه»[6] [7]  ؛ اما اساتیدْ برای سوء نیّت خاص تعریف مشخصی ارائه نداده اند(دیده نشده است) و هر یک سعی نموده اند با مثال و متناسب با جرمی که بررسی می کنند، آن را روشن نمایند لکن با توجه به مثال های ایشان می توان گفت سوء نیّت خاص عبارت است از:« اراده و خواست شخص در پدید آمدن نتیجه عمل مجرمانه» و به تعبیر دیگر سوء نیّت عام قصد فعل و سوء نیّت خاص قصد نتیجه است مانند هر کاری که به قصد کشتن دیگری انجام و موجب قتل وی شود که در این صورت هم عنصر مادی و هم عنصر معنوی همچنین سوء نیّت عام و خاص محقق است و مورد، مشمول بند الف م 206 قانون مجازات اسلامی می گردد.

تا اینجا پاسخ به پرسشی که پیرامون عدم وضوح "سوء نیّت خاص" در بند ب نیز تا حدودی مشخص شده است اما برای روشن تر شدن موضوع باید بیشتر تلاش کرد.

سوال اصلی این است بند ب ماده 206 به گونه ای تنظیم شده است که گویی عمل کسی که سوء نیّت خاص نیز نداشته باشد هم قتل عمد است با عبارت«... هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد» در حالی که در بند الف، سوء نیّت خاص با عبارت«...قصد کشتن... دارد» کاملاً یادآوری شده است.

«بند ب م 206 ق م ا :مواردی را که قاتل عمداً کاری انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.» (=قتل عمد)

اگر بخواهیم این ماده را با عنصر مادی و معنوی و سوء نیّت عام و خاص تطبیق دهیم ، سوء نیّت عام (قصد فعل)  کاملاً روشن است =((عمداً کاری...)) اما قصد نتیجه (سوء نیّت خاص) در نظر گرفته نشده است و کسی را که قصد نتیجه نداشته باشد را نیز قاتل عمد محسوب نموده ؛ اما  وجود قصد فعل با مثالی منطبق با بند ب روشن تر می گردد :

هنگامی که کسی دوستش را که در لبه پشت بام یک ساختمان شش طبقه است به عنوان شوخی هل می دهد و او پایین افتاده، می میرد. و یا مثال دکتر شامبیاتی «پزشکی که قصد تجربه آموزی دارد ،بیماری را تحت عمل جراحی قرار می دهد و برای آنکه بداند آیا ممکن است فردی بدون قلب مدتی زنده بماند و طول این مدت چقدر است،قلب بیمار را از قفسه سینه او خارج می سازد [و موجب مرگ او می شود]»[8]  در این دو مثال آیا عاملین می توانند به عدم قصد قتل استناد کرده و آن را غیر عمد بدانند؟

در اینجا قتل در هر دو مورد عمدی است زیرا نتیجه ی منطقی و عقلانی هر دو مشخص است و می توان به یقین گفت که نتیجه مرگ است بنابراین عملی را که با اراده و قصد قطعی و به طور کامل انجام شده است و نتیجه قطعی آن نیز چیزی جز مرگ نیست چه چیز می توان محسوب نمود؟ قانونگذار مساله سوء نیّت خاص را در چنین مواردی اثبات شده می داند یعنی فرض سوء نیّت خاص به صرف انجام «فعل نوعاً کشنده»  محقق شده است و در واقع«در این حالت قانونگذار اماره یا فرض قانونی وجود اراده (قصد) در حصول نتیجه مجرمانه (سوء نیّت خاص) را پیش بینی نموده است یعنی همین که شخص در ارتکاب آن عمل اراده داشته باشد مقنن فرض می کند که در حصول نتیجه آن اعمال نیز اراده داشته است»[9] اگر بپذیریم که قانون از جهاتی حاصل تجربه کسان است،باید این را نیز بپذیریم که تجربه ثابت نموده که بیشینه مرتکبین "فعل نوعاً کشنده" قصد نتیجه نیز دارند و یا اینکه شاید نتیجه ی حاصله به انصاف، هدف غایی و نهایی مرتکب نباشد(مانند همان کارآموز پزشکی) اما قابل پیش بینی بودن آن و رابطه ی علّی و معلولی بین عمل و نتیجه همچنین نیاز به رعایت حقوق مَجنی علیه و اولیای دم،موجب عمد شناختن این نوع از قتل گشته است و می توان به جرات گفت که این قاعده می تواند از محکومیت های ناعادلانه نیز جلوگیری و نگرانی در مورد کسانی را که واقعاً مشمول قتل عمد نیستند برطرف کند مانند اینکه معلمی دانش آموزی را با یک سیلی تنبیه کند اما همان موجب مرگ وی شود که این قطعاً شامل بند ب و به طور قریب به یقین ج نیز نخواهد شد و قتل شبه عمد است .

اما  هنگامی که فعل نوعاً کشنده به واسطه یک آلت انجام پذیرد می توان آن را به دو اعتبار بخش نمود :1- به اعتبار وسیله قتل ،    2- به اعتبار موضع اثابت

1- به اعتبار وسیله قتل: استفاده از یک آلت قتاله یا وسیله ی کشنده می تواند فرض سوء نیت را کامل کند منظور از وسیله ی کشنده «هر نوع سلاح سرد یا گرم نظیر تفنگ، نارنجک ،هفت تیر، چاقو، قمه، ساطور، گزن کفاشی، شمشیر و انواع وسایل مشابه است»[10] . همین اعتبار در ماده 171 قانون مجازات عمومی سابق در نظر گرفته شده بوده است «هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد بدون اینکه قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقّه از 3 تا 10 سال محکوم خواهد شد .مشروط بر اینکه آلتی که استعمال شده آلت قتاله نباشد و اگر آلتْ قتاله باشد ،مرتکب در حکم قاتل عمدی است» اما اگر وسیله کشنده نبود چه؟ مثلاً اگر یک ترکه چوب موجب کشته شدن کسی شود؟

2- به اعتبار موضع اثابت: گاهی وسایلی که نوعاً کشنده نیستند یعنی استفاده از آنها غالباً موجب کشته شدن افراد نمی شود نیز می توانند باعث قتل شوند؛مانند یک ترکه چوب که به جرات می توان گفت حتی چند صد ضربه از آن بر بدن نیز نمی تواند موجب کشته شدن کسی شود لکن فرو کردن همان ترکه چوب در عمق چشم انسان می تواند کشنده باشد،و یا اصابت یک چوب به بدن مشکل حادی نیست اما همان در صورتی که به نقطه ی حساسی مانند گیجگاه یا مانند آن اصابت کند شاید موجب مرگ شود و به طور کل باید گفت فوت به علت آسیب رسیدن به نقاط حساس قتل عمد محسوب می شود و تشخیص آن بر عهده ی پزشکی قضایی یا قانونی است .

سوء نیت عام و خاص در بند ج م 206 ق.م.ا

بند ج ماده 206 ق.م.ا :«مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری که انجام می دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف[،]بر اثر بیماری و یا پیری و یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آنها آگاه باشد».

مسئله سوء نیت خاص در این مورد نیز دقیقاً مانند مورد ب است.

فرضیه:مردی پیرمرد فرتوتی را که به او بدهکار است ،برای وصول طلب اش کتک می زند و این عمل موجب مرگ پیرمرد می شود. در اینجا مرد به هیچ وجه قصد کشتن پیرمرد را ندارد(عدم قصد تنیجه ) و فعل مرد هم شامل بند ب(فعل نوعاً کشنده) نمی باشد و هرچند سوء نیت عام(قصد فعل) تحقق یافته یعنی مضروب نمودن انجام شده اما باز هم سوء نیت خاص یعنی قصد نتیجه که همان فوت پیرمرد است وجود ندارد.!؟

اگر برای قانون مجازات اسلامی اهدافی متصور باشیم و آنها را شامل تشخیص فعل جرم از غیر و نوع آن ، میزان مجازات هر جرم ، استیفای حقوق مجنی علیه و در سطحی عالی تر پیشگیری از وقوع جرم بدانیم، در فرضیه بالا و در صورت نادیده گرفتن بند ج م 206 هیچکدام از آنها محقق نخواهد شد!

بنابر این بند ج نوع دیگری از قتل و جنایت را که ممکن است نسبت به افراد بیمار،پیر،سالخورده،کودک و امثال آن اتفاق بیافتد و فرض عدم رعایت وضعیت خاص آنها به عنوان قشری از بشر که هر انسانی کمینهْ یکی از آنها را تجربه کرده یا می کند را پوشش می دهد.

اما همانطور که گفته شد مسئله سوء نیت در بند ج مانند بند ب است؛همانطور که در بند ب با اشاره به فعل "نوعاً کشنده" که نتیجه منطقی آن روشن است و موجب احراز سوء نیت خاص می گردد قتل،عمد محسوب شده، در بند ج نیز با اشاره به وضعیت خاص مجنی علیه مانند بیماری،پیری،سالخوردگی،کودکی و امثال آن ،نتیجه منطقی اعمالی که نسبت به آنها انجامْ و موجب مرگشان شود- هرچند اگر نسبت به دیگران موجب مرگ نباشد(نوعاً کشنده نباشد)- روشن و بدیهی انگشاته و سوء نیت خاص محرز دانسته شده.

اما در پایان بند ج عبارت «قاتل نیز به آن آگاه باشد» مربوط به پیر ناتوان یا کودک نیست زیرا عرف می پذیرد که آگاهی از "نسبت به طرف کشنده بودن" در مورد این کسان بدیهی و روشن است و قاتل نمی تواند در صورتی که مجنی علیه یکی از نامبردگان باشد به عدم آگاهی استناد کند بلکه عدم آگاهی در مورد بیماری هایی صدق می کند که دارای ظهور خارجی نبوده و یا کمتر ظهور داشته باشد مانند اینکه مردی نسبت  به مرد بیماری اقدامی کند که موجب مرگ او شود و اقدام فرد و وضعیت خاص مقتول در مرگ وی مؤثر باشد؛ اینجا ضمن یادآوری اینکه قاتل می تواند به عدم آگاهی استناد کند باید گفت این قتل شبه عمد محسوب می گردد.



[1] تقسیم بندی دیگری،عنصر قانونی را نیز اضافه می کند که عبارت است از ماده قانون مربوط به هر جرم لکن کسانی چون دکتر میر محمد صادقی معتقدند نمی توان عنصر قانونی را در عرض عنصر مادی و معنوی قرار داد بلکه نسبت اینها نسبتی طولی می باشد.

[2] دکتر هوشنگ شامبیاتی،حقوق جزای عمومی،انتشارات ژوبین،تهران،چاپ هشتم،1376،ج1،ص404

[3] General Intent

[4] Specific Intent

[5] سوء نیّت دارای اقسام دیگری نیز می باشد

[6] همان ص 411

[7] دکتر حسین میر محمد صادقی،جرائم علیه اموال و مالکیت،نشر میزان،چاپ بیست و هشتم،ص96

[8] شامبیاتی، حقوق جزای عمومی ص 406

[9] همان

[10] همان ص 408