X
تبلیغات
امین آفاق - قتل عمد،عنصر مادی و معنوی جرم،سوء نیت عام و خاص،ماده 206 قانون مجازات اسلامی
از هر دری سخنی ...

پاسخ به یک پرسش

 

در وبلاگ حقوق کیفری ایران دو پرسش مطرح شده است که در زیر به یکی از آنها پاسخ می گوییم. لازم به ذکر است بیشتر مواردی را که به عنوان مقدمه ذکر کرده ایم، نزد اهالی حقوق، زیره به کرمان بردن است! و بهپرسش قتل عمد سوء نیت عام و خص عنصر مادی و معنوی جرم قانون مجازات اسلامی ماده 206 امین آفاق فقه،حقوق Premeditated murder جهت مخاطب عام بودن این وبلاگ آورده شده است.

سوال نخست در مورد موارد قتل عمد(مصرح در ماده 206ق.م.ا)

میباشد.
طبق این ماده موارد قتل عمد در سه بند الف،ب،ج احصا شده اند .همانطور که میدانیم،یکی از ارکان تشکیل دهنده جرم و یکی از شرایط مسئولیت کیفری برای مرتکب،وجود عنصر روانی لازم است.ما در بحث عنصر روانی که به بررسی نیت و قصد مجرم میپردازد با دو اصطلاح "سوء نیت عام" و "سوء نیت خاص"مواجه هستیم.و همانطور که مستحضرید،در قتل عمد علاوه برسوءنیت عام(قصد ایجاد ضرب و جرح و آزار جسمانی) ما به سوء نیت خاص(کشتن فرد)نیز نیاز داریمدر بند الف ماده فوق الذکر،این قصد به روشنی ملاحظه میشود،با قید عبارت"قاتل با انجام کاری قصد کشتن... را دارد".اما در دو بند "ب" و "ج" این قصد که حاکی از سوء نیت خاصکشتن و گرفتن جان قربانی میباشد وجود ندارد.در بند ب عبارت "هرچند قصد کشتن فرد وجود نداشته باشد" و در بند جبا عبارت "مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد" بر این ادعا صحه گذاشته است.حال سوال بنده این است که چطور در جرم قتل عمد که نیاز به وجود سوءنیت خاص دارد این موارد تحت شمول قتل عمد قرار گرفته اند؟

بنا بر نوعی تقسیم بندی[1]، هر جرم،دارای دو عنصر دانسته شده:
1- عنصر مادی     2- عنصر معنوی

عنصر مادی، که عبارت است از ظهور خارجی اراده ، در قالب فعل یا ترک فعل و عنصر معنوی،که عبارت است از وضعیت و رابطه ی ذهنی و روانی ِ فاعل با فعلی که جرم محسوب می گردد.برای نمونه اراده و قصد، جزئی از هر عمل همچنین اعمال مجرمانه است، بنابراین ،جرم نه تنها دارای ظهور بیرونی و مادی، بلکه ظهوری درونی و معنوی نیز هست و با عزم افراد در انجام افعالشان نیز دارای رابطه می باشد.عنصر روانی در هر جرمی متناسب با همان جرم بررسی می گردد لکن چیزی که در تمام جرائم مشترک است سوء نیّت است که در تعریف آن گفته اند«اراده ای است در جهت مقاصد نهی شده در حقوق جزا[2]» که خود سوء نیّت به دو گونه ی سوء نیّت عام[3] و سوء نیّت خاص[4] بخش می شود.[5]

سوء نیّت عام و خاص

 سوء نیّت عام را اینگونه تعریف نموده اند :«اراده ی خودآگاه شخص در ارتکاب عمل مجرمانه»[6] [7]  ؛ اما اساتیدْ برای سوء نیّت خاص تعریف مشخصی ارائه نداده اند(دیده نشده است) و هر یک سعی نموده اند با مثال و متناسب با جرمی که بررسی می کنند، آن را روشن نمایند لکن با توجه به مثال های ایشان می توان گفت سوء نیّت خاص عبارت است از:« اراده و خواست شخص در پدید آمدن نتیجه عمل مجرمانه» و به تعبیر دیگر سوء نیّت عام قصد فعل و سوء نیّت خاص قصد نتیجه است مانند هر کاری که به قصد کشتن دیگری انجام و موجب قتل وی شود که در این صورت هم عنصر مادی و هم عنصر معنوی همچنین سوء نیّت عام و خاص محقق است و مورد، مشمول بند الف م 206 قانون مجازات اسلامی می گردد.

تا اینجا پاسخ به پرسشی که پیرامون عدم وضوح "سوء نیّت خاص" در بند ب نیز تا حدودی مشخص شده است اما برای روشن تر شدن موضوع باید بیشتر تلاش کرد.

سوال اصلی این است بند ب ماده 206 به گونه ای تنظیم شده است که گویی عمل کسی که سوء نیّت خاص نیز نداشته باشد هم قتل عمد است با عبارت«... هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد» در حالی که در بند الف، سوء نیّت خاص با عبارت«...قصد کشتن... دارد» کاملاً یادآوری شده است.

«بند ب م 206 ق م ا :مواردی را که قاتل عمداً کاری انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.» (=قتل عمد)

اگر بخواهیم این ماده را با عنصر مادی و معنوی و سوء نیّت عام و خاص تطبیق دهیم ، سوء نیّت عام (قصد فعل)  کاملاً روشن است =((عمداً کاری...)) اما قصد نتیجه (سوء نیّت خاص) در نظر گرفته نشده است و کسی را که قصد نتیجه نداشته باشد را نیز قاتل عمد محسوب نموده ؛ اما  وجود قصد فعل با مثالی منطبق با بند ب روشن تر می گردد :

هنگامی که کسی دوستش را که در لبه پشت بام یک ساختمان شش طبقه است به عنوان شوخی هل می دهد و او پایین افتاده، می میرد. و یا مثال دکتر شامبیاتی «پزشکی که قصد تجربه آموزی دارد ،بیماری را تحت عمل جراحی قرار می دهد و برای آنکه بداند آیا ممکن است فردی بدون قلب مدتی زنده بماند و طول این مدت چقدر است،قلب بیمار را از قفسه سینه او خارج می سازد [و موجب مرگ او می شود]»[8]  در این دو مثال آیا عاملین می توانند به عدم قصد قتل استناد کرده و آن را غیر عمد بدانند؟

در اینجا قتل در هر دو مورد عمدی است زیرا نتیجه ی منطقی و عقلانی هر دو مشخص است و می توان به یقین گفت که نتیجه مرگ است بنابراین عملی را که با اراده و قصد قطعی و به طور کامل انجام شده است و نتیجه قطعی آن نیز چیزی جز مرگ نیست چه چیز می توان محسوب نمود؟ قانونگذار مساله سوء نیّت خاص را در چنین مواردی اثبات شده می داند یعنی فرض سوء نیّت خاص به صرف انجام «فعل نوعاً کشنده»  محقق شده است و در واقع«در این حالت قانونگذار اماره یا فرض قانونی وجود اراده (قصد) در حصول نتیجه مجرمانه (سوء نیّت خاص) را پیش بینی نموده است یعنی همین که شخص در ارتکاب آن عمل اراده داشته باشد مقنن فرض می کند که در حصول نتیجه آن اعمال نیز اراده داشته است»[9] اگر بپذیریم که قانون از جهاتی حاصل تجربه کسان است،باید این را نیز بپذیریم که تجربه ثابت نموده که بیشینه مرتکبین "فعل نوعاً کشنده" قصد نتیجه نیز دارند و یا اینکه شاید نتیجه ی حاصله به انصاف، هدف غایی و نهایی مرتکب نباشد(مانند همان کارآموز پزشکی) اما قابل پیش بینی بودن آن و رابطه ی علّی و معلولی بین عمل و نتیجه همچنین نیاز به رعایت حقوق مَجنی علیه و اولیای دم،موجب عمد شناختن این نوع از قتل گشته است و می توان به جرات گفت که این قاعده می تواند از محکومیت های ناعادلانه نیز جلوگیری و نگرانی در مورد کسانی را که واقعاً مشمول قتل عمد نیستند برطرف کند مانند اینکه معلمی دانش آموزی را با یک سیلی تنبیه کند اما همان موجب مرگ وی شود که این قطعاً شامل بند ب و به طور قریب به یقین ج نیز نخواهد شد و قتل شبه عمد است .

اما  هنگامی که فعل نوعاً کشنده به واسطه یک آلت انجام پذیرد می توان آن را به دو اعتبار بخش نمود :1- به اعتبار وسیله قتل ،    2- به اعتبار موضع اثابت

1- به اعتبار وسیله قتل: استفاده از یک آلت قتاله یا وسیله ی کشنده می تواند فرض سوء نیت را کامل کند منظور از وسیله ی کشنده «هر نوع سلاح سرد یا گرم نظیر تفنگ، نارنجک ،هفت تیر، چاقو، قمه، ساطور، گزن کفاشی، شمشیر و انواع وسایل مشابه است»[10] . همین اعتبار در ماده 171 قانون مجازات عمومی سابق در نظر گرفته شده بوده است «هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد بدون اینکه قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقّه از 3 تا 10 سال محکوم خواهد شد .مشروط بر اینکه آلتی که استعمال شده آلت قتاله نباشد و اگر آلتْ قتاله باشد ،مرتکب در حکم قاتل عمدی است» اما اگر وسیله کشنده نبود چه؟ مثلاً اگر یک ترکه چوب موجب کشته شدن کسی شود؟

2- به اعتبار موضع اثابت: گاهی وسایلی که نوعاً کشنده نیستند یعنی استفاده از آنها غالباً موجب کشته شدن افراد نمی شود نیز می توانند باعث قتل شوند؛مانند یک ترکه چوب که به جرات می توان گفت حتی چند صد ضربه از آن بر بدن نیز نمی تواند موجب کشته شدن کسی شود لکن فرو کردن همان ترکه چوب در عمق چشم انسان می تواند کشنده باشد،و یا اصابت یک چوب به بدن مشکل حادی نیست اما همان در صورتی که به نقطه ی حساسی مانند گیجگاه یا مانند آن اصابت کند شاید موجب مرگ شود و به طور کل باید گفت فوت به علت آسیب رسیدن به نقاط حساس قتل عمد محسوب می شود و تشخیص آن بر عهده ی پزشکی قضایی یا قانونی است .

سوء نیت عام و خاص در بند ج م 206 ق.م.ا

بند ج ماده 206 ق.م.ا :«مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری که انجام می دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف[،]بر اثر بیماری و یا پیری و یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آنها آگاه باشد».

مسئله سوء نیت خاص در این مورد نیز دقیقاً مانند مورد ب است.

فرضیه:مردی پیرمرد فرتوتی را که به او بدهکار است ،برای وصول طلب اش کتک می زند و این عمل موجب مرگ پیرمرد می شود. در اینجا مرد به هیچ وجه قصد کشتن پیرمرد را ندارد(عدم قصد تنیجه ) و فعل مرد هم شامل بند ب(فعل نوعاً کشنده) نمی باشد و هرچند سوء نیت عام(قصد فعل) تحقق یافته یعنی مضروب نمودن انجام شده اما باز هم سوء نیت خاص یعنی قصد نتیجه که همان فوت پیرمرد است وجود ندارد.!؟

اگر برای قانون مجازات اسلامی اهدافی متصور باشیم و آنها را شامل تشخیص فعل جرم از غیر و نوع آن ، میزان مجازات هر جرم ، استیفای حقوق مجنی علیه و در سطحی عالی تر پیشگیری از وقوع جرم بدانیم، در فرضیه بالا و در صورت نادیده گرفتن بند ج م 206 هیچکدام از آنها محقق نخواهد شد!

بنابر این بند ج نوع دیگری از قتل و جنایت را که ممکن است نسبت به افراد بیمار،پیر،سالخورده،کودک و امثال آن اتفاق بیافتد و فرض عدم رعایت وضعیت خاص آنها به عنوان قشری از بشر که هر انسانی کمینهْ یکی از آنها را تجربه کرده یا می کند را پوشش می دهد.

اما همانطور که گفته شد مسئله سوء نیت در بند ج مانند بند ب است؛همانطور که در بند ب با اشاره به فعل "نوعاً کشنده" که نتیجه منطقی آن روشن است و موجب احراز سوء نیت خاص می گردد قتل،عمد محسوب شده، در بند ج نیز با اشاره به وضعیت خاص مجنی علیه مانند بیماری،پیری،سالخوردگی،کودکی و امثال آن ،نتیجه منطقی اعمالی که نسبت به آنها انجامْ و موجب مرگشان شود- هرچند اگر نسبت به دیگران موجب مرگ نباشد(نوعاً کشنده نباشد)- روشن و بدیهی انگشاته و سوء نیت خاص محرز دانسته شده.

اما در پایان بند ج عبارت «قاتل نیز به آن آگاه باشد» مربوط به پیر ناتوان یا کودک نیست زیرا عرف می پذیرد که آگاهی از "نسبت به طرف کشنده بودن" در مورد این کسان بدیهی و روشن است و قاتل نمی تواند در صورتی که مجنی علیه یکی از نامبردگان باشد به عدم آگاهی استناد کند بلکه عدم آگاهی در مورد بیماری هایی صدق می کند که دارای ظهور خارجی نبوده و یا کمتر ظهور داشته باشد مانند اینکه مردی نسبت  به مرد بیماری اقدامی کند که موجب مرگ او شود و اقدام فرد و وضعیت خاص مقتول در مرگ وی مؤثر باشد؛ اینجا ضمن یادآوری اینکه قاتل می تواند به عدم آگاهی استناد کند باید گفت این قتل شبه عمد محسوب می گردد.



[1] تقسیم بندی دیگری،عنصر قانونی را نیز اضافه می کند که عبارت است از ماده قانون مربوط به هر جرم لکن کسانی چون دکتر میر محمد صادقی معتقدند نمی توان عنصر قانونی را در عرض عنصر مادی و معنوی قرار داد بلکه نسبت اینها نسبتی طولی می باشد.

[2] دکتر هوشنگ شامبیاتی،حقوق جزای عمومی،انتشارات ژوبین،تهران،چاپ هشتم،1376،ج1،ص404

[3] General Intent

[4] Specific Intent

[5] سوء نیّت دارای اقسام دیگری نیز می باشد

[6] همان ص 411

[7] دکتر حسین میر محمد صادقی،جرائم علیه اموال و مالکیت،نشر میزان،چاپ بیست و هشتم،ص96

[8] شامبیاتی، حقوق جزای عمومی ص 406

[9] همان

[10] همان ص 408

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 17:24  توسط امین آفاق  |